غرغر جدید

خرید بک لینک
سلااااااااام

دوباره اومدم غر غر کنم

ماهی یه دونه غرغر کافیه فکر کنم

از خودم بگم که به حد اعلای افسردگی رسیدم

مامان بزرگ عزیزم 18 مرداد فوت کرد و واقعا شوک بهم وارد شد

منی که قبل از این اتفاق نابود بودم با این اتفاق نابودتر شدم

دیشب مهمونی دادم به برادرشوهر و داداش جان

این دو تا از دوازده سالگی باهم دوست بودن و باعث ازدواج من و مجید همین دو موجود مرموز بودن

این چند روزه مجید مهربون شده

شاید بخاطر اینه که باهاش خیلی درددل میکنم

وقتی مخم سوت میکشه دیگه همه حرفامو به زبون میارم

هرچی که بخوام و نخوام

یهویی دیروز بهش گفتم مامانتو از خونه بیرون کن

بخدا قصد بدی نداشتم

ولی وقتی میاد توی آشپزی و کارای مهمون داریم دخالت میکنه یهویی عصبی میشم

منم به مجید گفتم بهش بگو بره بیرون

ولی مجید نگفت

نشسته بود کنارم و تا میتونست از همه چیز ایراد گرفت

منم محل نمیدادم

خلاصه خیلی خسته شدم

دیگه اینجا هم غرزدنم نمیاد

باید یه کاری بکنم که بیاد

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: غرغر,جدید, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی