همه شعر نوشته بودن
من از بچگی از شعر بدم میومد
از شعرای حفظی متنفر بودم
از حافظ که هیچی نمیفهمیدم و نمیفهمم
ولی مجید برعکس منه
عاشق اینه که یه دیوان حافظ بگیره دستشو هی بخونه و لذت ببره
نمیدونم کجاش لذت داره 
ولی حتما یه چیزی داره که کیف میکنه
وگرنه دیوونه که نیست خودشو آزار بده
کلی کار روی هم تلنبار شده
ولی مثل احمقا روی لب تاپ چنبره زدم
اگه مجید طلاقم بده حق داره
خب چیکار کنم
دلم تنگ شده بود دیگه
آهااااااااای اونایی که میاین یه حرفی سخنی چیزی بزنین دیگه
دوست دارم بدونم کی داره منو میخونه
ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16