سلام دوباره برگشتم

خرید بک لینک
روزای سخت بارداری گذشت

الان دخمل کوچولوی نازم کنارم خوابیده

صدای نفساش حالا شده قشنگ ترین صدای زندگیم

نورا کوچولوی من شده همه زندگی من و باباش

با خنده های نازش و شیطنتای بامزش

هرروز منتظر یه حرکت جدید از کوچولوی نازم هستم

از خواب که بیدار میشه با صدای خنده هاش منو میکشونه طرف خودش

خدایا این لحظه های خوب رو قسمت همه بکن

آجی هم خداروشکر الان بارداره و یه پسر کاکل بسر توی شکمش داره

نورای من 21 اردیبهشت قدم به زمین گذاشت

واسه دنیا اومدنش خیلی سختی کشیدم

ولی همه این سختی ها فدای یه تار موش

تازگیا تلگرامم رو پاکیدم

یه جورایی دلتنگ اونجام ولی دلم نمیخواد برگردم

خاک برسرم

مثلا اونجا رو پاک کردم که وقتمو الکی تلف نکنم

الان اومدم اینجا بدتر شده

ننه ایناهم خداروشکر رفتن دهات

الان تنهام و خیالم راحته

خسته شده بودم از استرسای صبحگاهی

همش صدا میزد و منتظر بود سه سوته برم بالا

وقتی هم میومد پایین فقط غر میزد

خداروشکر نیست

کاش میشد بریم یه جای دیگه

خودم و خودش و نورا باهم باشیم

سه تایی یه زندگی قشنگ و آروم

امروز میخوام مهربون باشم

میخوام مجید بفهمه که اگه آرامش داشته باشم آرامشش بیشتره

ناهار که نمیخواد بذارم

فقط یه سالاد ساده

سرما خوردم

دماغم آویزونه

قیافم خیلی باحاله

دماغ گنده و قرمز

مثل دلقکا شدم

فعلا خداحافظ

غرغرهای روزانه یک زن خانه دار...

ما را در سایت غرغرهای روزانه یک زن خانه دار دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 13:03

صفحه بندی